شيخ حسين انصاريان
232
تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)
ادامه خواهد يافت ؛ « 1 » زيرا زندگى بدون هيچ نوع ترقّى روحانى به طور غير قابل تصوّرى بى رنگ و بو و تيره و تار خواهد بود . » سالها پيش اين جمله را از نوشتهء دانشمندى خواندم : « در لحظهء مرگ ، زندگى انسان مانند شعلهء شمعى خاموش و فنا مىشود » . در آن ايام كه فلسفهء مادى گرى رونق و جلوهاى داشت و اين فلسفه مُد روز بود ، اين گونه ادّعاها تا حدّى جالب و مورد پسند بود و افكار را مىفريفت ، ولى امروزه از اين قبيل فيلسوف مآبان مىپرسند چه برهانى بر اين مدّعا دارى و از كجا بدين نتيجه رسيدهاى ؟ حقيقت آن است كه اين فلسفهبافىها بىجاست و فيلسوف ما در اين باره هيچ نمىداند و نمىتواند چيزى را ثابت كند . در حقيقت احساس فطرى كه مبناى اين اعتقاد ماست خود يكى از مهمترين شواهد مثبتى است كه ما را به سوى اين حقيقت سوق مىدهد . وقتى كه خداى تعالى مىخواهد كه انسان به حقيقتى دست يابد در آغاز بذر آن را در عمق ضمير او مىكارد ، تشنگى بشر به بقا و آرزوى زندگى جاويدان آن چنان جهانگير است كه به هيچ وجه نمىتواند قبول كرد كه جهان اين آرزو را برآورده نسازد ! فكر انسانى با دليل و برهان رياضى به حقايق ماوراء الطبيعه گردن ننهاده بلكه ايمان و الهام درونى او را بدان معتقد ساخته است . » گفتار فلاسفهء غربى در درك حقايق علمى در قلمرو درك حقايق علمى هم ، الهام نقش مهمّى دارد ، به گفتهء برگسون
--> ( 1 ) - « يالَيْتَ قَوْمى يَعْلَمُونَ بِما غَفَرَلى رَبِّى وَجَعَلَنى مِنَ الْمُكْرَمينَ » ؛ اى كاش قوم من معرفت و آگاهى داشتند ، * به اينكه پروردگارم مرا آمرزيد و از كرامت يافتگان قرارم داد . يس ( 36 ) : 26 - 27 .